مرغی که سرش را بریدند اما 18ماه بدون سر زنده ماند!! (+عکس)
این تصویر مرغی که می بینید سر ندارد نه سر کاری است، نه چیستان است و نه کار فتوشاپ است. قضیه از این قرار است که مایک خروسی است که ابتدا قرار بوده کشته و خورده شود اما فردای روزی که سرش را قطع می کنند، او را زنده پیدا میکنند! به همین دلیل صاحب آن تصمیم میگیرد آنرا نکشد! مایک بدون سر زندگی جدید خود را شروع می کند و کلی مشهور می شود. صاحب سابقا بی رحم آن هم برای آب و غذا دادن به او از قطره چکان استفاده میکند.
دلیل علمی اش هم این بود که قسمتی از مغز او هنوز سر جایش قرار داشت به همین دلیل می توانست اعمال حیاتی را را انجام دهد. خونریزی مایک به خاطر اینکه رگ اصلی گردنش قطع نشده و به دلیل خشک شدن محل قطع شدگی، متوقف شده است. البته مایک زنده نمانده، چون بعد از 18 ماه زندگی یک شب دچار حالت خفگی میشود و قبل از اینکه صاحبش راه گلویش را باز کند، می میرد.
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم فروردین 1389ساعت 8:24 بعد از ظهر توسط farzan yasha |
هر آنچه در مورد Move می دانیم!
سلام؛
بدون شک نمی توان E3 سال گذشته را به همین سادگی فراموش کرد. سالی که دو شرکت رقیب ، هر دو ، کنترلر های جدید و پیشرفته ای معرفی کردند. در همان ابتدا اطلاعات زیادی از کنترلر شرکت مایکروسافت که Project Natal معرفی شده بود ، به بیرون منتشر شد اما از کنترلر سونی که موقتا نام Motion Controller برای آن در نظر گرفته شده بود اطلاعات زیادی در دسترس نبود. شاید به دلیل ناقص بودن این پروژه ، سونی تصمیم گرفته بود فقط نمایشی جزئی از این وسیله داشته باشد. چندین نمایشگاه مهم گذشت. تا به این جای کار نه مایکروسافت و نه سونی از کنترلر های جدید خود هیچ نمایشی نداشتند. و در نهایت به Game Developer Conference رسیدیم. نمایشگاهی که فقط در بین 3 شرکت پر طرفدار سونی ، مایکروسافت و نینتندو ، فقط شرکت سونی نمایش خصوصی داشت. سونی تا به الان که نزدیک به 10 ماه از اولین معرفی این دستگاه می گذرد ، اطلاعات زیادی در اختیار کاربران نگذاشته بود اما اطلاعات زیادی در نمایشگاه GDC منتشر شد که در زیر نگاهی به این ویژگی ها و به معرفی این وسیله می پردازیم. در طی این 10 ماه که از معرفی این وسیله می گذرد ، شایعات زیادی مبنی بر نام این Motion شنیدیم. کلا در این فاصله زمانی 3 نام پر بازخورد تر بودند. شاید بتوان گفت اولین اسمی که برای آن انتخاب شد Magic Wand یا به تعبیر خودمان "چوب جادو" بود. این نام بار ها پس از E3 2009 در مقالات مجلات و سایت ها دیده می شد. در واقع این نام را خود مردم برای این دستگاه انتخاب کرده بودند. و اما اسم دوم آن که خیلی بیشتر از اسم اول جلب توجه کرد Gem به معنی جواهر بود. علت اینکه Gem جلب توجه بیشتری کرد به این دلیل بود که John Riccitiello ، مدیر عامل شرکت EA در یک کنفرانس این وسیله را Gem خطاب کرد. و اما نام سوم که چندین هفته ای می شود آن را می شنویم Arc بود که خود قضیه ای جدا دارد که در پست های بعدی از آن صحبت خواهیم کرد.
PlayStation Move چیست ؟ ؟
در واقع PS Move یک Motion-Sensing هست که وظیفه ی Controller های کلاسیک رو به نحوی دیگه و با هیجان و جذابیت بیشتر برای کنسول PlayStation 3 انجام میده ! در واقع شما یه چیزی کاملا شبیه به این وسیله رو در Wii و در WiiMote مشاهده می کنید. شاید تجربه های نزدیک به هم رو در دو کنسول Wii و PlayStation 3 بعد از عرضه این دستگاه شاهد باشیم. به علت شباهت بسیار بالای عملکرد این 2 کنترلر ، شاید شرکت های زیادی که بر روی Wii بازی می سازند حاضر باشند بازی های خودشان را برای PS3 و با کیفیت گرافیکی خیلی بهتر ارائه بدهند. از این جهت می تواند واقعا یک حرکت رو به جلوی عالی برای PS3 به حساب آید.
ساختمان PlayStation Move ! !
قبل از اینکه هر چیزی در مورد ساختمان این وسیله بگوییم خودتان با دقت تصاویر این پست را نگاهی بیندازید.
برای سازگاری بیشتر این وسیله با بازی ها و هم چنین آسان نمودن کنترل بازی جای دکمه ها ، آنالوگ ها و ... به صورت زیبایی قرار گرفته اند. در قسمت اصلی این دستگاه که دارای توپ رنگی در قسمت بالایی خود است و همچنین در دست راست قرار می گیرد ، چهار دکمه اصلی ( ، ، ، ) ، یک دکمه با علامت Move (که هنوز وظیفه ی آن معلوم نیست) و یک دکمه Home در قسمت جلویی خود دارد. در دو قسمت کناری این قطعه ، دکمه های Start (سمت راست) و Select (سمت چپ) قرار گرفته اند. در قسمت پشتی نیز یک Analog Trigger قرار گرفته که به احتمال زیاد در بازی های شوتر در آن به عنوان شلیک کردن استفاده می شود. در قسمت انتهایی و پایین این قسمت نیز یک جای یک مچ بند و همچنین یک USB Port و Extension Port قرار دارد.
قسمت دوم یا همان Sub Controller که به نانچاک نیز معروف است یک مکمل برای Motion Controller محسوب می شود و در دست چپ قرار می گیرد. در قسمت جلویی این Device ، دو دکمه ضربدر و دایره ( و ) ، یک آنالوگ ، یک دکمه Home و D-Pad (چهار دکمه جهت دار) قرار دارد. در قسمت پشتی آن نیز دو دکمه L1 و L2 قرار دارد و در قسمت پایین آن نیز که کاملا شبیه به Motion Controller است. گفته شده است DualShock 3 و SIXAXIS wireless controller ها نیز می توانند در بازی هایی که از Sub Controller استفاده می شود به جای آن استفاده شوند. البته فقط در همین حد خبر داریم و متاسفانه چیزی در مورد استفاده از DualShock 3 به جای Sub Controller منتشر نشده است.
نحوه عملکرد PlayStation Move
مهم ترین تفاوتی که میان WiiMote و Move می توان دید نحوه عملکرد این 2 است. این دستگاه با PS Eye ، دوربین و یا Webcam کنسول PS3 ، کار می کند و در صورت نبود یکی از این 2 هیچ اتفاقی نمی افتد و کاری انجام نمی شود. شاید قسمت توپ مانند و رنگی Motion Controller توجه شما را هم جلب کرده باشد و سوالاتی از قبیل اینکه به چه دردی می خورد و ... برایتان پیش آمده باشد. این قسمت از Motion Controller با استفاده از تکنولوژی RGB LED و ساطع کردن این نور ها ، تمامی اطلاعات ، حرکات و موقعیت MC را به PS Eye می رساند. وظیفه ی PS Eye فقط دریافت همین امواج و طیف نورها است. برای درست انجام شدن این کار 6 سنسور اصلی در داخل Controller قرار دارد. 3 شتاب سنج خطی و 3 سنسور Angular rate. این 6 سنسور برای ثبت حرکات چرخشی و حرکات کلی در داخل دستگاه قرار داده شده است. در کل می توان Move را ترکیبی از سنسور های بسیار پیشرفته دانست.
ویژگی های اصلی Move و PS Eye
این دو دستگاه با توجه به اینکه با هم Combine شده اند سعی می کنیم ویژگی های مهم این دو دستگاه را نام ببریم: PS Move and Sub-Controller:
Move فقط در وجود PS Eye کار می کند
بهره مند از باتری های قابل شارژ Li-ion
سنسور های پیشرفته و حساس به هر دو حرکت سریع و آرام و لطیف.
کنترل و استفاده آسان و همچنین بدنه براق و صیقلی
دارای حالت Vibration
پشتیبانی از تکنولوژی بلوتوث
سازگاری PS3 تا 4 دستگاه به طور همزمان
شارژ دستگاه از طریق PS3 توسط کابل USB
PS Eye:
رد یابی و Track حرکات و مکان Move
دارای بازی های جداگانه و مستقل از Move
عملکرد ساده ، آسان و دقیق و ساپورت کامل Move
دو موقعیت لنز زوم برای شناسایی جلوی بدن و کل بدن
Fram Rate تا 120 فریم در ثانیه افزایش می یابد
میکروفون پیشرفته که به منظور شناسایی دقیق صدای فرد استفاده کننده به کار برده شده
شناسایی Move در شرایط بد و کم نور اتاق
و ...
چه شرکت هایی از Move حمایت می کنند ؟ ؟
شرکت های زیادی از همان اول برای ساخت بازی برای Move اعلام آمادگی کرده اند که در زیر می بینید:
505 Games
Activision
AQ Interactive
Arc Systems Work
Atlus
Bigben Interactive
Capcom
CCP
Crave Entertainment
Cyberfront
Disney
Electronic Arts
FromSoftware
Game Republic
Gust
Hudson Soft
Irem Software
Koei
Konami
Majesco
Marvelous Entertainment
Namco Bandai
Ongakukan
Oxygen Games
Paon Corporation
Q Entertainment
Q-Games
SEGA
Sony Online Entertainment
Spike
Square Enix
Tecmo
THQ
Ubisoft
Warner Bros.
Zoo Entertainment
چه بازی هایی برای Move عرضه می شود ؟ ؟
سونی در مراسم GDC اعلام کرد برای Move بازی های زیادی در نظر گرفته شده است. 36 بازی Third party و 20 بازی First party برای Move در هنگام عرضه موجود خواهند بود. 2 لیست زیر شامل 23 بازی است که از این 23 بازی 18 بازی انحصاری ، 5 بازی مالتی پلتفرم ، 4 بازی مخصوص PSN و 13 بازی فقط مخصوص Move است. از میان این 23 بازی ، 16 بازی در حال حاظر منتشر نشده است. لیست زیر شامل بازی هایی است که در حال حاضر برای کنسول PS3 عرضه شده اند و شرکت های سازنده آن ها آمادگی خود را برای استفاده از Move در بازی اعلام کرده اند و باید تا زمان عرضه Move باید آن ها را بدون Move انجام داد:
Eye Pet
Pain
Flower
Hustle Kings
High Velocity Bowling
LittleBigPlanet
Resident Evil 5: Alternative Edition
لازم به ذکر است که برای بازی های فوق پس از عرضه Move یک Patch برای سازگاری با Move منتشر می شود.
لیست زیر شامل بازی هایی است که هنگام عرضه Move و یا بعد از آن منتشر خواهند شد:
Ape Escape
Brunswick Pro Bowling
Champions of Time
Eccentric Slider
Echochrome 2
Motion Fighter
Move Party
Sing and Draw
The Shoot
The Lord of the Rings: Aragorn's Quest
Sports Champions
Tiger Woods PGA Tour 11
Tower
Toy Story 3: The Video Game
TV Superstars
Under Siege
SOCOM 4
باندل های در نظر گرفته شده !
در حال حاضر پس از اینکه چند روز از نمایش سونی در GDC می گذرد سونی هنوز هیچ اطلاعات دقیقی مبنی بر باندل شدن Move با چه شرایط و چه قیمت هایی بیرون نداده است و به همان اخبار GDC اکتفا کرده است. تنها باندلی که به صورت رسمی شناخته شده است باندل مخصوص Move است. اولین باندلی که در نر گرفته شده است شامل امکانات و وسایل زیر می باشد:
PlayStation Eye
PlayStation Move
Game
به گفته Dille مسئول فروش سونی ، این باندل با قیمتی زیر 100 دلار عرضه خواهد شد.
اما باندل دیگری که از آن صحبت شد ولی هیچ نمایشی از آن ندیدیم باندل کاملی برای کسانیست که PS3 ندارند. این باندل که شامل تمامی قطعات بالا به همراه یک PS3 و یک DualShock 3 می باشد هنوز قیمت گذاری نشده است.
اطلاعات تکمیلی مقاله !
PlayStation Move تاریخ مشخصی برای انتشار و عرضه جهانی ندارد. تنها چیزی که می دانیم این است که این Motion در اوایل زمستان و در تعطیلات زمستانی عرضه خواهد شد.
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم اسفند 1388ساعت 10:51 بعد از ظهر توسط farzan yasha |
Heavy Rain Chronicles: The Taxidermist،اول آوريل
شركت سونی اعلام كرد كه اولين قسمت از سری Chronicles DLC كه متعلق به بازی Heavy Rain می باشد،The Taxidermist نام دارد و در تاريخ 1 آوريل 2010 بر روی PS Store قرار خواهد گرفت. اين DLC همان است كه در نمايشگاه Games Convention در Leipzig آلمان، آگوست 2008 معرفی شد.اين DLC مختص به يكی از چهار شخصيت اصلی بازی است كه آن شخصيت،Madison Paige می باشد. اين episode قبلا" برای كسانی در دسترس بود كه پك Collector’s Edition را خريده بودند. episode های بيشتری نيز در راه هستند كه بر طبق گفته های رييس شركت QD يعنی ديويد كيج،مربوط به سه كركتر ديگر يعنی Ethan Mars, Scott Shelby و Norman Jayden می شوند.
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم اسفند 1388ساعت 10:47 بعد از ظهر توسط farzan yasha |
Jack Tretton : قول Kill Zone 3 را می دهم .
رئیس SCEA آقای Jack Tretton در نمایشگاه GDC اعلام کرد که این نمایشگاه برای آنها فقط مانند خامه ی روی کیک بوده است و E3 زمانی است که آنها خود کیک را نشان خواهند داد . او گفت : « ما در E3 خمیر اصلی کیک را نشان می دهیم . ما در آنجا کاملا پر حرارت ظاهر می شویم . ما حرف های زیادی برای گفتن خواهیم داشت . » احتمالا سونی سورپرایز های بزرگی خواهد داشت ، اما به نظر شما سورپرایز آن ها چیست ؟؟؟؟ Kill Zone 3 ؟؟؟؟ آقای Tretton در این باره می گوید : « ما Guerrila Games را خریدیم و آنها در Kill Zone 1 و 2 توانایی های خود را بسیار خوب نشان دادند . من با اطمینان نمی توانم بگویم که در آنجا خبری از Kill Zone 3 باشد ولی من قول ساخت Kill Zone 3 را به شما می دهم . » هنوز تاریخ دقیقی برای کنفرانس سونی در E3 مشخص نشده است ولی E3 از 14 الی 17 ماه ژوئن برگذار می گردد و ما احتمالا شاهد سورپرایز های بزرگی از طرف سونی خواهیم بود .
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم اسفند 1388ساعت 10:45 بعد از ظهر توسط farzan yasha |
عنوان بعدی خالق Alone in The Dark
خالق سری بازی های Alone in The Dark, آقای Frederick Raynal تبلیغی از عنوان جدید خود که بر روی آن در حال کار کردن (ظاهرا برای Ubisoft) است, نمایش داد. این عنوان در روز و ماه نا مشخصی در سال 2010 عرضه خواهد شد.
این تبلیغ بر روی وبسایت Frederick Raynal قرار گرفته که روی آن نوشته شده: ( به فرانسوی)" نام عنوان بعدی پشت تخته نوشته شده است" وقتی روی تخته کلیک میکنیم, تصویر یک چیزی که انگار آن را با تخته پاک کن, پاک کرده اند به نمایش در می آید.
در صفحه ای که باز میشود, باز هم به فرانسوی نوشته شده : این عنوان, قسمت بعدی Little Big Adventure نخواهد بود! فقط یک تبلیغ! شاید در E3 چیز های بیشتری بفهمیم! ما فعلا یک نامه به یوبیسافت نوشته ایم و منتظر جواب هستیم.
این را به یاد داشته باشید که این بازی, عنوان بعدی LBA نخواهد بود!
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم اسفند 1388ساعت 10:37 بعد از ظهر توسط farzan yasha |
ديويد كيج:كار بعدی Quantic Dream در حال نوشته شدن
رييس شركت Quantic Dream و نويسنده بازی Heavy Rain يعنی ديويد كيج،اعلام كرد كه كار نوشتن داستان پروژه بعدی در حال حاظر نوشته شده است. طی گفتگوی كيج با GameTrailers TV ديشب،او گفت كه قصد دارد به همراه بازی،چيزهای جديدی را كشف كند. "من داستان بازی بعدی را نوشته ام؛بنابراين من در حال حاظر ايده های خوبی دارم. او همچنين ادامه داد:"اين،داستان كامل نيست و هنوز به طور كامل نوشته نشده است ولی همانطور كه گفتم ايده ها و طرح های خوب و مناسبی در سر دارم. "من نمی خواهم دنباله ی داستان يا چيز های مشابه آن را بنويسم بلكه می خواهم به كاوش و كشف چيز های جديد بپردازم؛اين هدف من است." او اضافه كرد:"كار جديد من بسيار متفاوت خواهد بود و من فكر می كنم كه بتوانم با كار جديدم مردم را غافلگير كنم." سپس مجری می پرسد:"كی بايد منتظر كار جديدتان باشيم ديوی؟سال ها؟قرن ها؟! و كيج پاسخ می دهد:"شايد كمتر از آنچه كه شما فكر می كنيد!" و مجری می گويد:"آه.پس چه بهتر ! "
پروژه ی قبلی اين شركت،Heavy Rain نام داشت كه در اواخر ماه فوريه برای PS3 منتشر گرديد.
شما همچنين می توانيد كل مصاحبه را در اينجا مشاهده كنيد.
__________________
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم اسفند 1388ساعت 10:32 بعد از ظهر توسط farzan yasha |
بررسي تحليلي Heavy Rain با حضور David Cage
بررسي تحليلي Heavy Rain با حضور David Cage
اين مطلب شامل Spoil نيست و نكات مهم داستان داخل Spoiler قرار گرفته است.
غسل تعميد در زير باران
صبح زود است . هوا كمي ابري و گاه قطرات باران يكي در ميان به صورت ها مي خورد. پدرها با عجله مانند هميشه از خانه بيرون مي روند و تا شب سر كار هستند. بچه ها كيف به دست مانند هميشه با چهره هايي خواب آلود به مدرسه مي روند. مادرها مانند هميشه در خانه مي مانند و آشپزي مي كنند.
باران شديد تر مي بارد ، اكنون پدر ، مادر و بچه ها زير سقف خانه مصون از باران سنگين هستند. اين چرخه ي روزها هر هفته ، هر سال اتفاق مي افتد و تا روزي كه بميريم با ما همراه است. ولي تا به حال شده است كه فراتر از اين چرخه تكراري برويم ؟ آيا به كنار هم بودن فكر كرده ايم ؟ تا به حال در حالي كه كناره شومينه ي گرم خانه نشسته ايم به مقدار عشقمان به خانواده و نزديكانمان فكر كرده ايم ؟ اگر روزي يكي از آنها را از دست بدهيم چه اتفاقي مي افتد ؟
روزها مي گذرند ، بارانها مي بارند ، آفتاب پشت ابر مي رود و ما پيرتر از ديروز مي شويم . اما عشق و رستگاري ما كليد رهايي از اين روزمرگي است.
مقدمه:
درود.
چند روز پيش يك تحليل از Heavy Rain نوشته بودم ؛ اما پس از مدتي كه با جناب آقاي محمود بلالي يكي از باسوادترين كساني كه مي شناسم و البته صنعت بازي ايران بسيار مديون ايشان است صحبت كردم و او حرف هاي جالبي به من زد.
آقاي بلالي گفتند كه مگر در سال چقدر از اين سبك بازي ها با اين درون مايه عظيم عرضه مي شود ؟ . اين سوال فوق العاده اي بود كه باعث شد مطلب قبلي را از سايت پاك كنم و يك تحليل مفصل از Heavy Rain بنويسم.
كمك ها و دلگرمي هاي آقاي محمود بلالي هميشه يك شروع مناسب براي كارهاي من بوده. به همين دليل براي نوشتن اين مقاله تصميم گرفتم پس از مدتها سراغ خالق اين بازي يعني آقاي ديويد كيج بروم. با تشكر از خانم ميراندا گرينبرگ توانستم نظرات و سوالهاي خودم را از آقاي كيج بپرسم. از آنجايي كه طي مصاحبه هاي فراوان اطلاعات مورد نيازم را به دست آورده بودم اين پرسش ها خيلي شخصي و متفاوت تر از يك مصاحبه بود كه به همين دليل در طول اين مقاله با نظرات و پاسخ هاي كيج رو به رو مي شويم.
همچنين از جناب دكتر رضايي كه يكي از برجسته ترين روانشناسهاي تهران هستند كمال تشكر را دارم. از جناب آقاي امين مقدم كه يكي از استادان نقاشي هستند هم تشكر مي كنيم كه راهنمايي هاي خوبي در زمينه رنگ شناسي كردند.
مردي با روياهايي واقعي
(شخصيت شناسي ديويد كيج و منابع وي)
بگذاريد شروع اين مقاله را با شناختي از كارگردان آن يعني ديويد كيج آغاز كنيم. ديويد كيج يك موسيقي دان حرفه اي است. او علاقه ي زيادي به سينما دارد و از فيلم ها و كارگردانهاي زيادي براي ساخت بازيهايش الهام گرفته.
يكي از سوالهايي كه هميشه مد نظرم بود ، اين است كه چرا ديويد كيج با اين سطح استعداد وارد سينما نشده . كيج در جواب اين سوال من مي گويد:" سينما هميشه يكي از علايق من بوده ، اما من با بازي ها مي توانم چيزي فراتر از گفته هاي سينما بگويم. در بازي مثل Heavy Rain شما مي توانيد در نقش اصلي بازيگر بازي كنيد و با تصميم هاي خود همانطور كه مايل هستيد داستان را پيش ببريد".
و اما چرا احساسات ؟ يك شخصيت پردازي خوب همراه با روايت درستي از داستان مي توانند در صنعت سينما تاثير بسياري روي مخاطب داشته باشد. حال اين عوامل را در كنار يك بازي كه شخصيت اصلي آن شما هستيد بگذاريد. تصميم ها و كارهاي شما روند داستان و به قولي اين فيلم را پيش مي برد و همين جا است كه احساس مي كنيد خيلي بيشتر از يك فيلم با اين اثر هم ذات پنداري كرده ايد. كيج هم دقيقا با همين ديدگاه صنعت بازي را بر سينما ترجيح داده.
اما ديويد كيج از چه كارگردانهايي الهام گرفته است ؟
خوشبختانه منابع الهام كيج بسيار مناسب و هر كدام جزو بهترين ها بوده اند. صحنه هاي نمادين و تامل برانگيز كارهاي كيج دقيقا مشابه به آثار ديويد لينچ ساخته شده. كارهاي سمبليك آثار او همانند مخمل آبي و بزرگراه گمشده در اعماق تصاوير پيامهاي چالش بر انگيزي را براي مخاطب به همراه دارد.
ديويد فينچر و ساخته او يعني Se7en هميشه يكي از تاثير گذار ترين آثار براي كيج بوده. جو حاكم بر بازي هاي كيج دقيقا همان اتمسفر فيلم هاي فينچر را دارد. صحنه هاي جنايي و خشن اين دو كارگردان بسيار شبيه به هم است. باران هميشگي در Se7en و لوكيشن هاي Fight Club فينچر همه در كارهاي كيج هم ديده مي شود.
استنلي كوبريك كارگردان به نام سينما كه تنها با شش فيلم توانسته به يكي از معبد هاي سينما تبديل شود هم تاثير به سزايي بر كارهاي كيج داشته. بيشتر زمان ساخت فيلم هاي كوبريك سر ساخت لوكيشن و دكوراسيون بوده. كوبريك از رنگ شناسي و چيدمان منطقي محيط ، دقيقا هدف خود را به بيننده القا مي كرد. كيج به شخصه بسياري از لوكيشن هاي خود را به سبك فيلم هاي كوبريك ساخته.
رنگ بندي شاد ابتداي بازي در كنار نظم در چيدمان وسايل خانه همه حس زندگي و شادي را به مخاطب مي دهد. در مقابل استفاده از رنگ هاي تيره و مات در طول بازي حس مرده و غم زده ي Heavy Rain را به ما منتقل مي كند. استفاده از رنگ قهوه اي و خاكستري مات همراه با برگ هاي قهوه اي مايل به زرد در مرحله اي كه با شان در خانه هستيم حس غم و جدايي اين پدر و پسر را به ما القا مي كند. در همين راستا چيدمان بي نظم وسايل ، تابلوهاي كج ، كارتنهاي بسته و شلختگي در دكوراسيون خانه ، حسي مرده و دقيقا تضاد با جو ابتداي بازي را به ما مي دهد.
كوبريك ازرنگ قرمز كه نماد مرگ و خشونت است بسيار استفاده كرده. دقيقا در صحنه هايي كه كيج مي خواهد اين حس ها را به ما منتقل كند اين رنگ را به كار برده. راهرويي با ديوارهاي كاملا قرمز كه به سفيدي منتهي مي شود به خوبي حس مرگ و خطري كه در انتظار است را به ما مي دهد.
اين رنگ بندي در Heavy Rain كاملا زيبا به تصوير كشيده شده. Fade شدن هر كدام از رنگ ها در رنگي ديگر دقيقا يك زنجيره ي احساسات را به ما منتقل مي كند.
اين المانها دقيقا چيزهايي است كه كوبريك هميشه در فيلم هاي خود به خصوص در "درخشش" رعايت كرده.
آلفرد هيچكاك يكي از بزرگان سينما هم در اصل يكي از منابع الهام براي كيج بوده. آثار هيچكاك هميشه جوي دلهره آور و سياه داشته. بعضي ها از هيچكاك به عنوان يك مريض رواني ياد مي كنند. جو سنگين فيلم هاي هيچكاك چيزي است كه مخاطبي خاص با صبر و تحمل زياد مي خواهد. نمادهاي موجود در فيلم هاي هيچكاك هم در راستاي سبك تاريك او است.
مثلا استفاده از دود سياه براي نشان دادن خطر و آمدن عنصري وحشتناك چيزي است كه در Heavy Rain هم با آن رو به رو هستيم. اگر دقت كرده باشيد در بيشتر مناظر باز و وسيع بازي در دور دست ، دود غليظ سياه يا سفيدي را كه از دودكش هاي كارخانه ها بيرون مي آيد را مي بينيد. اين صحنه هاي علاوه بر نشان دادن مدرنيزه ، در واقع نشان از يك عنصر وحشتناك (قاتل) در طول بازي است.
هيچكاك در تمام فيلم هاي خود از كلاغ به عنوان يك نماد شوم و طبق افسانه ها ، دستيار شيطان ياد مي كند. اگر كمي دقت كنيد در بعضي صحنه ها كلاغ هايي را مي بينيد كه دقيقا يك پيش زمينه از يك اتفاق بد هستند.
جو سياه و گاه ترسناك بازي بسيار شبيه به كارهاي استاد هيچكاك است.
از كارگرداني ديگر مي توان به سلطان سينماي كمدي يعني چارلي چاپلين ياد كرد. چاپلين در بطن صحنه هاي خنده داري كه "دوره گرد" شخصيت اصلي آن ايفا مي كرد ، تمام دغدغه ها و انتقادهاي خود چه به امريكا و چه به دنيا و سياست را جاي مي داد. كارهاي بلند پروازانه ي او با مسخره كردن و گاه تصاويري كه مخاطب را به جاي خنده به فكر فرو مي برد همراه بود كه در آخر باعث اخراج او از امريكا شد.
در يكي از فيلم هاي چاپلين ، دوره گرد ميان چرخ دنده هاي دستگاههاي يك كارخانه گير مي كند و ماشين ها او را گرفتار خود به هرجايي مي برند و يا چاپلين توسط يك دستگاه مكانيكي غذا مي خورد و كارهاي معمولي خود را با آن مي گذراند.
نورمن جيدن يكي از شخصيت هاي بازي دقيقا از روي ايدئولوژي هاي چاپلين و مخصوصا برادران واچوفسكي (The Matrix) ساخته شده. صحنه له شدن او توسط چرخ دنده ها در ميان ماشين هاي اسقاطي و يا بازي او با عينك عجيبش ARI كه تنها همدم او است ، دقيقا ما را ياد چاپلين و شاهكار The Matrix مي اندازد. حتي در يكي از مراحل شخصي به نام Madjack كه صاحب قبرستان ماشين ها است را مي بينيم كه خود در آخر در دستان اين ماشينها و مدرنيزه مي ميرد.
داستان Heavy Rain در يكي از شهرهاي شرق امريكا اتفاق مي افتد ولي اين بار بر عكس Fahrenheit كه در نيويورك اتفاق مي افتاد ، كيج محل دقيق اين شهر را نمي گويد. طي سوالي كه در مورد شهر بازي داشتيم وي مي گويد:" من يكي از طرفداران فيلم هاي M.Night Shymalan هستم و وقتي فهميدم كه بيشتر فيلم هاي او در فيلادلفيا ضبط شده ، تصميم گرفتم محيط بازي را بر مبناي آنجا بسازيم." كيج و تيمش از تمام مناطق ، خانه ها و حتي مردم آنجا عكس گرفته بودند. او مي گويد:" قرار بود به خانه ي يكي از مردم فقير در فيلادلفيا برويم و از منزل آنها عكس بگيريم. چند روز بعد كه به آنجا رسيديم فهميديم كه دختر ده ساله ي آنها طي يك تصادف رانندگي در روز قبل فوت كرده. به خاطر همين موضوع نمي خواستيم مزاحم آنها شويم ولي پدر و مادر آن بچه گفتند كه شما از فرانسه آمديد و مي توانيد از اين جا عكس بگيريد".
از ديگر الهامات كيج از سينما مي توان به سريال 24 و يا Snatch اثر گاي ريچي اشاره كرد. كيج Heavy Rain را همانند Fahrenheit در نمايش دادن تصاوير به چند بخش تقسيم كرده. در اين جور نماها ، تصوير به چند قسمت تقسيم مي شود كه در هر قسمت آن يك ديد و يك سكانس پيگيري مي شود. كيج مي گويد:" اين ايده كه من در Fahrenheit هم استفاده كرده بودم باعث مي شود مخاطب در يك لحظه چندين حس و ديدي كامل از ماجرا داشته باشد".
كيج همچنين يكي از طرفداران سريال ها است. او مي گويد:" بعد از عرضه Fahrenheit خيلي از مردم مي گفتند كه بازي كردن در قالب چندين نفر جالب نيست و همه تنها يك سوپر قهرمان قوي مي خواهند. آنجا بود كه فهميدم آنها چقدر اشتباه مي كنند. در واقع وجود چند شخصيت كار را خيلي واقعي تر و البته جذاب تر مي كند. سريالهايي مثل Lost و Desperate Housewives با وجود چندين كركتر است كه انقدر جذاب به نظر مي رسند."
كتاب هايي مانند "چنين گفت زرتشت" آثار شكسپير و پل استر هم كتابهايي هستند كه تاثير زيادي روي كارهاي اين بازي ساز داشته اند.
با نگاهي كلي به منابع الهامي كه كيج با توجه به آنها بازيهاي خود را ساخته مي توان فهميد كارهاي متفاوت او چرا آنقدر تاثير گذار و موفق هستند.
آدمكهاي باراني
(بررسي شخصيت هاي بازي )
داستان Heavy Rain را در واقع شخصيت هاي آن پيش مي برند. اين سبك داستان ها را "شخصيت محور" مي گويند. در چنين سبك هايي تمام افكار و حرف هاي نويسنده در قالب يك شخصيت بيان مي شود.
Heavy Rain داراي چهار شخصيت پيچيده و قابل بازي است كه هر كدام داستان مفصلي براي خود دارند.
حكايت عشق يك پدر
(بررسي شخصيت Ethan Mars)
ايثان مارس در واقع اصلي ترين شخصيت اين بازي است . او يك پدر است كه يكي از پسرهايش با نام جيسون را طي يك حادثه رانندگي از دست داده. پس از دو سال همه او را به خاطر مرگ جيسون سرزنش مي كنند. گناه ايثان غفلت كردن از پسرش و در نتيجه مرگ او طي يك تصادف بوده.
ديويد كيج مي گويد:" يك روز با همسر و پسر پنج ساله ام به يك فروشگاه مركز خريد رفته بوديم. طي يك لحظه من فكر كردم كه او پيش مادرش است و مادرش هم فكر مي كرد كه او پيش من است. وقتي فهميديم كه او گم شده من حس وحشتناكي داشتم. احساس گناه مي كردم و به اين فكر مي كردم اگر او پيدا نشود چه خواهد شد. سر انجام مسئول فروشگاه در بلندگو اعلام كرد ، پسرتان پيش ما است و نگران نباشيد. من پس از اين ماجرا فكر كردم اگر او پيدا نمي شد چي ؟ اين يك جرقه اي بود كه تصميم گرفتم يكي از مراحل بازي را بر مبناي آن بسازم."
ايثان مارس يك مهندس ساختمان است. زندگي زيباي او در اوايل بازي با رنگ بندي شاد محيط و استفاده زياد از Blur به تصوير كشيده شده. كيج با قرار دادن انجام كارهاي ساده اي مثل دوش گرفتن ، نوشيدن آب پرتقال و ... سعي كرده شما را بيشتر با شخصيت مورد نظر آشنا كند و در واقع نوعي هم ذات پنداري بين شما و او ايجاد كند. او پس از از دست دادن جيسون ، از همسرش طلاق گرفته و با تنها پسرش يعني شان زندگي مي كند ؛ اما پس از مدتي قاتل معروف Origami Killer او را دزديده و طي نامه اي به ايثان چهار روز براي نجات دادن تنها پسرش و نشان دادن ميزان عشق او به شان فرصت مي دهد.
ايثان مارس جداي از سه شخصيت ديگر داستان در ابتدا داراي يك خانواده است و انسان تنها و آشفته اي نيست. او همانند تمام شخصيت هاي Heavy Rain فردي ثروت مند است . پس از از دست دادن جيسون ما ايثان را شخصي تنها و بي كس همانند شخصيت هاي ديگر بازي مي بينيم. تنهايي و افسردگي وقتي بيشتر مي شود كه شان پسر دوم او توسط Origami Killer ربوده مي شود.
ايثان براي فراموش كردن اين مشكلات سراغ روانپزشك مي رود. او در آنجا به دكتر مي گويد كه احساس گناه مي كند و دليلي براي زنده ماندن ندارد. ايثان باور دارد مرگ جيسون تقصير او بوده و در اعماق ضمير ناخود آگاهش، خودش را يك گناهكار مي شناسد كه هر وقت نزديك كسي مي شود و يا او را دوست دارد آن شخص مي ميرد. در بعضي صحنه هاي بازي ايثان پس از اين كه بي هوش مي شود به كوچه اي تاريك مي رود كه در آنجا يك اوريگامي در دست خود پيدا مي كند. اين صحنه بيان گر اين است كه ايثان فكر مي كند علت گرفتاري و ربوده شدن شان به خاطر او است ، ايثان فكر مي كند كه خودش Origami Killer است و دچار نوعي شيزوفرني شده . اين احساس گناه و كابوسها يك امر واقعي است. طبق گفته هاي علم روانشناسي هر فرد با توجه به روحيه و كاري كه كرده نوعي احساس مسئوليت مي كند. اين حس به طور غير ارادي يك بازتاب در ضمير نا خود آگاه انسان دارد كه چه در خواب و چه در بيداري اثرات آن را بر زندگي خود مي بيند.
ايثان مارس در اعماق ذهن خود ، خودش را گناه كار مي داند. در يكي از صحنه هاي بازي وقتي به دنبال صندوق امانات هستيد ، ايثان دوباره سرش سياهي مي رود . در اين صحنه زمان متوقف شده و مردم بي حركت ايستاده اند. وقتي ايثان به هر كدام از آنها بر خورد مي كند ، آن فرد مي ميرد و روي زمين مي افتد. اين صحنه كه در ضمير ناخودآگاه ايثان اتفاق مي افتد ، دقيقا بيان گر حس گناهي است كه او دارد و باور دارد كه وقتي به هر كس نزديك مي شود و رابطه برقرار مي كند او مي ميرد. به همين خاطر هم است كه در طول بازي بارها از كمك كردن مديسون گله مي كند و دوست ندارد كس ديگري به او نزديك شود.
ايثان پس از احساس گناه در مرگ جيسون اين بار هر كاري مي كند كه شان را نجات دهد. اين سفر چهار روزه علاوه بر نشان دادن ميزان عشق ايثان به پسرش و نجات او از دست قاتل ، به سفري در جاده ي خودشناسي ختم مي شود. ايثان در وراي اين جستجو به دنبال رستگاري مي گردد ، رستگاري كه با برداشتن حس گناه از روي شانه هايش به دست مي آيد. انزوا و نزول اين شخصيت باعث شده كه ديگر خود را نشناسد . در يكي از صحنه هاي پاياني بازي وقتي ايثان خود را در چندين مانيتور مشاهده مي كند در واقع نوعي شناخت از خود پيدا مي كند. اين مانيتور ها همانند آيينه اي هستند كه ايثان پس از مدتها خودش را در آن مي بيند و خود را مي شناسد.
كابوسهاي بي پايان
(بررسي شخصيت Madison Paige)
پس از عرضه ي Heavy Rain بسياري بر اين باور بودند كه شخصيت مديسون پيج يك كركتر اضافي است و حتي در بعضي از Review ها از اين شخصيت به عنوان يك "جاذبه ي سكسي" براي بازي ياد شده است.
با كمي تفكر در مورد اين شخصيت پي مي بريم كه نه تنها او يك كركتر اضافي ، بلكه يكي از اصلي ترين مهره هاي بازي است.
مديسون پيچ يك خبرنگار و عكاس است. او تنها زندگي مي كند. در اولين صحنه اي كه كنترل مديسون را در دست مي گيريم ، او را در خانه اي بزرگ مشاهده مي كنيم. مديسون همانند بقيه شخصيت ها انساني ثروت مند است. اما در وراي اين ثروت آيا اين آدمها آرامش دارند ؟ . مديسون از مشكل بي خوابي رنج مي برد. تنهايي و انزوا باعث شده كه شخصيت او فرسوده و خيلي غم زده به نظر برسد. حتي اين خانه ي بزرگ هم نمي تواند حس آرامش را به او باز گرداند. اين محيط باز و بزرگ همانند آثار استفن كينگ و فيلم درخشش در واقع باعث شده حس خطر و توهم به ذهن مديسون راه يابد ؛ به همين خاطر است كه گاه كابوسهاي وحشتناكي مي بيند.
از نظر روانشناسي تنهايي و يا زندگي در يك محيط بسيار بزرگ نوعي ترديد و توهم را در فرد ايجاد مي كند. وسعت يك محيط و اشراف نداشتن فرد بر تمام مكانهاي آن باعث نوعي حس ترس از ناشناخته ها و در نهايت توهم و دوگانگي شخصيت و رفتاري مي شود. اين جور گفته ها بيشتر درون مايه آثار استفن كينگ است.
مديسون پس از ربوده شدن پسر ايثان تصميم مي گيرد كه خود را به او نزديك كند و بتواند يك گزارش كامل براي كتابش در مورد Origami Killer تهيه كند. نحوه ورود مديسون به ماجرا با يك اتفاق ساده و برخورد تصادفي او با ايثان شروع مي شود. شخصيت پردازي قوي كيج باعث شده كم كم اين نحوه ورود ساده به يك ارتباط قوي بين مديسون و ايثان ختم شود. مديسون پس از مدتي احساس عشق و علاقه به ايثان مي كند و هدفش از نوشتن يك كتاب به كمك به ايثان ختم مي شود. ايثان شخصي است كه مديسون در كنار او به رستگاري مي رسد.
اگر دقت كرده باشيد در صحنه هايي كه مديسون در كنار ايثان است پس از مدتها مديسون مي خوابد. اين تصاوير نماد صعود شخصيتي مديسون است كه تنها با عشق در كنار ايثان به دست مي آيد.
كيج مي گويد:" مديسون هم همانند ايثان هدفي براي نجات دادن عشق پيدا مي كند. عشق او ايثان است و وي حاضر است هر كاري براي نجات دادن او انجام دهد"
شخصيت مديسون در بازي نسبت به بقيه كركترها كمتر ديده مي شود و به همين خاطر بعضي به اشتباه تصور مي كنند كه شخصيت او به درستي پرداخته نشده. ؛ اين در حالي است كه همين صحنه هاي كم هم بسيار فوق العاده شخصيت پردازي شده و كيج مي گويد:" همانند يك فيلم ، اين بازي هم شخصيت هاي پررنگ و كم رنگ خود را دارد".
اتاق در بسته
(بررسي شخصيت Norman Jayden)
نورمن جيدن پسري 27 ساله كه مامور FBI است يكي از قوي ترين شخصيت پردازي هاي داستان را دارد. با كمي دقت پي مي بريم كه شخصيت او بسيار شبيه به كاراگاه ميلز در فيلم Se7en طراحي شده. او همانند ميلز انساني بدون اعتماد به نفس ، افسرده و البته اسير مدرنيزه است.
نورمن جيدن هم انساني ثروت مند است كه در يك خانه ي بزرگ با پيشخدمتي كه گاه ما را به ياد آلفرد در بتمن مي اندازد، زندگي مي كند. او انساني است كه با وجود چنين ثروتي ، آرامش ندارد. هيچ كس در زندگي او نيست و شخصيت وي يكي از تنها ترين كركترهاي بازي است. اين حس تنهايي و دپرسي باعث شده كه او به داروهاي روان گردان روي آورد . همچنين نورمن ، يك عينك مخصوص به نام ARI دارد كه در واقع مكمل اصلي شخصيت پردازي او است. ARI نمادي از تكنولوژي ساطع بر دنيا است و نورمن هم چون برده اي گرفتار و البته نيازمند او است. او با ARI بازي مي كند ؛ كارهاي خود را انجام مي دهد و به دنبال جنايت ها و قاتل ها مي رود. هر گاه كه از محيط اطراف و به قولي از اين دنيا خسته مي شود به كمك ARI دنيايي خياليي مثلا در ماه يا در اعماق اقيانوس خلق مي كند.
نورمن سعي مي كند نقص هاي زندگي خود را با استفاده از اين عينك از بين ببرد. همانند The Matrix تقابل بين ماشين و انسان به زيبايي در Heavy Rain نشان داده شده . در مقابل شخصيت نورمن ما همكار او بليك را داريم. بليك در واقع آينه اي است كه ما با استفاده از او به اعماق موجوديت نورمن پي مي بريم. بليك نماد يك پليس ايده آل فدرال و آمريكا است. شخصي بي پروا و با اعتماد به نفس بالا كه خود را بالا تر از قوانين مي داند و هر جور شده حتي به زور مي خواهد به هدف خود برسد. تقابل نورمن و بليك به شكل يك تيم ، چيزي است كه در فيلم هاي زيادي ديده ايم. نورمن در مقابل بليك كسي است كه اعتماد به نفس پاييني دارد، خود را ضعيف فرض مي كند و شخصي است كه به قول بليك به درد پليس بودن نمي خورد.
تمام مرگ هاي نورمن به شيوه اي طراحي شده كه او توسط مدرنيزه كشته شود. ماشين و تكنولوژي هاي اطراف نورمن او را تبديل به نوعي برده ساخته.
نورمن در پرونده ي Origami Killer همانند تمام شخصيت هاي بازي به دنبال رستگاري مي گردد. او سعي مي كند با ثابت كردن خودش به نوعي رستگاري برسد. او مي خواهد نشان دهد آن كسي كه بليك فكر مي كند نيست. نورمن مي خواهد خود را به خودش ثابت كند و حتي حاضر است براي اين كار جانش را از دست بدهد.
متن پنهان:
اگر بازي را در حالي كه نورمن مرده باشد تمام كنيد ، خواهيد ديد كه بليك عينك نورمن را به چشم مي زند و در كمال تعجب نورمن را در مكاني زيبا مي بيند. اين صحنه بيان گر غرق شدن نورمن در مدرنيزه است ؛ به طوري كه حتي روح و ياد او در ARI باقي مانده.
در پايان بازي اگر نورمن زنده باشد ، خواهيم ديد كه تصميم مي گيرد از مدرنيزه فرار كند و براي اولين بار عينك خود را در مي آورد و سعي مي كند به سبك معمولي و عادي پرونده ها را پيگيري كند. رستگاري اصلي نورمن در همين فرار او از بند تكنولوژي است. هر چند كيج در سكانس بعد عمق تقابل بين زندگي واقعي و مجازي را با حمله تانكها به نورمن نشان مي دهد. اين صحنه بيان گر اين است كه در كل هيچ راه فراري از اين زندگي ماشيني نيست و اين دستگاه ها در واقع به حقيقت زندگي ما تبديل شده اند.
نفس هاي سنگين
(بررسي شخصيت Scott Shelby)
شخصيت اسكات شلبي يكي از دوست داشتني ترين كركترهاي بازي است. اسكات در گذشته يك پليس بوده و حال به صورت يك كاراگاه خصوصي راجع به پرونده ي Origami Killer تحقيق مي كند. او كسي است كه پيش از اين كه بخواهد به زور بازوي خود متوصل بشود بيشتر از فكر و حرف هاي پخته ي خود استفاده مي كند.
اسكات شخصيتي مهربان و با درك است كه همين مسائل باعث مي شود كركتر او پس از مدتي برخلاف سنش بسيار جذاب جلوه كند.
متن پنهان:
اگر اين Spoil را مي خوانيد معلوم است كه بازي را تمام كرده ايد و مي دانيد كه Origami Killer در واقع همان اسكات شلبي است.
پس از به پايان رساندن Heavy Rain شايد سوالهاي زيادي برايتان پيش بي آيد. با كمك خود كيج ما پاسخ بيشتر اين سوالها را پيدا كرديم.
اسكات كسي است كه در بچگي برادر خودش جاني را از دست داده. پدر آنها يك انسان دائم الخمر بوده كه وقتي برادر اسكات در حال مرگ در زير آب باران است او كه مست كرده براي نجات پسرش كاري نمي كند. همين قضيه باعث شكل گرفتن يك عقده در وجود اسكات مي شود كه در آينده او به Origami Killer تبديل شود.
اسكات در طول بازي مي خواهد انتقام و كم كاري پدرش را از ديگران بگيرد. در علم روانشناسي آمده كه اگر يك ناحقي و اتفاق بدي براي كسي اتفاق بي افتد آن فرد دوست دارد كه افراد ديگر هم آن را بچشند و دوست دارد يك جور عدالت را برقرار كند.
اسكات سعي دارد با اين كار غم و عقده ي چند ساله ي خود را جبران كند. رستگاري اسكات در همين جنايت ها است. او مي خواهد عشقي كه يك پدر به فرزندش دارد راا بسنجد و دوست دارد ببيند كه او تنها كسي نيست كه از عشق پدري محروم است. در ادامه ايثان باعث مي شود كه تمام اين تفكرات اسكات از بين برود و وقتي ايثان به فرزندش مي رسد و عشق خود را به او ثابت مي كند اسكات با گريه تمام عكس ها و مدارك خود و البته خانه اش را آتش مي زند و سعي مي كند ايثان و پسرش را بكشد.
اسكات انسان خوبي است ، او به خيلي ها كمك مي كند و در واقع از قتل هايي كه كرده احساس گناه مي كند. شخصيت او بي شباهت با Jigsaw در سري فيلم هاي SAW نيست.
كيج مي گويد:" اين خيلي جالب بود كه با شخصيتي كه دوستش داريد بازي كنيد و كارهايي انجام دهيد كه در آخر بفهميد تمام اين كارها براي از بين بردن سرنخ هاي قتل بوده"
از ديد ديگر اسكات شلبي نماد زندگي كلاسيك و قديمي است. از ماشين قديمي و رنگ و رو رفته ي او گرفته تا اسباب و لباس هاي سبك قديمي او ، بيان گر يك انسان كلاسيك و قديمي است. نقطه مقابل اسكات كسي نيست جز نورمن. اسكات در جواني پليس بوده و نورمن هم پليس است. نورمن در اينجا نماد انساني جديد و كسي است كه زندگي اش را با تكنولوژي پيش مي برد. با كمي دقت مي فهميم كه كيج قصد دارد برتري يك انسان اصيل را بر يك فرد اسير مدرنيزه نشان دهد. اسكات كسي است كه در كارهايش موفق است. او از هيچ كامپيوتر يا عينك مخصوصي استفاده نمي كند. ولي همان ماشين تايپ قديمي و اسباب كهنه اش بسيار كار آمد تر از تكنولوژي هاي پيشرفته ي نورمن است.
تقابل بين دو نسل گذشته و حال ، درون مايه ي فيلم تحسين شده ي No Country For Oldmen اثر برادران كوئن است.
بوي خوش اركيد
(بررسي نمادها و نشانه هاي Heavy Rain)
همانطور كه گفته شد ديويد كيج از نمادهاي زيادي براي نشان دادن ايدئولوژي نهفته خود در پشت بازي استفاده كرده. بعضي از اين نمادها براي من كمي گنگ و نامعلوم بود كه با تشكر از ديويد كيج تقريبا تمام آنها را كشف كرديم.
در ابتداي بازي ما پرنده ي شان را مي بينيم كه در قفس خود مرده است. شان در حالي كه گريه مي كند به پدرش مي گويد:" اين تقصير من است كه اين پرنده مرده ... اين عادلانه نيست" در ادامه شان مي گويد:" حاضرم هر كاري بكنم تا دوباره او را برگردانم". در اينجا كيج يك خط مشي به مخاطب مي دهد و او را با اتفاقات و درون مايه بازي در آينده آشنا مي كند. اين جور مقدمه ها با استفاده از نماد بيشتر در كارهاي برادران كوئن ديده مي شود. البته ديويد لينچ (به ويژه در وخمل آبي) هم بسيار از اين جور مقدمه ها استفاده مي كند.
Origami Killer پس از كشتن قرباني هاي خود يك اركيد روي سينه ي آنها مي گذارد. كيج مي گويد ،" او با اين كار قصد دارد پشيماني خود را نشان دهد و بگويد كه ببخشيد من از تو بدم نمي آيد" اوركيد نمادي از پاكي است و قاتل قصد دار پشيماني خود را با استفاده از آن بيان كند .
در سمبل شناسي گل ها پي مي بريم كه اركيد نماد عشق است. در منوي اول بازي ما اركيد هاي صورتي را مي بينيم كه روي زمين افتاد و باران روي آنها مي بارد. كيج از همين ابتداي بازي در حقيقت نشان عشق را براي ما نمايان مي كند.
قاتل همچنين يك اوريگامي در دستان مقتول مي گذارد. كيج مي گويد:" من در ابتدا هيچ منظوري از آوردن اوريگامي به داستان نداشتم و اين قضيه خيلي اتفاقي وارد نوشته ها شد". اوريگامي از يك طرف نشان مي دهد قاتل شخصي بسيار باهوش و با استعداد است. ساختن اوريگامي كار آساني نيست و ما با مشاهده آنها پي مي بريم كه او فردي با استعداد است. با وصل كردن نقاط صحنه هاي قتل روي نقشه ما با يك اوريگامي رو به رو مي شويم. و اما در سمت ديگر اوريگامي هايي كه قاتل براي پدر قرباني ها بر جاي مي گذارد هر كدام پيامي براي آنها دارد. و قاتل قصد دارد منظور كار خود را با استفاده از آنها به مخاطب برساند.
متن پنهان:
گر دقت كرده باشيد تمام اوريگامي هاي قاتل حيوان هستند. اگر به نماد حيوان مورد نظر نگاه كنيم ، مي بينيم كه قاتل سرنخ ها و كمك هايي به شما مي كند. مثلا يكي از اين اوريگامي ها يك مارمولك است. در ادامه مرحله اي كه مربوط به اين مارمولك است بايد يكي از انگشت هاي خود را مقابل دوربين قطع كنيد. در طول اين مرحله با مجسمه هاي مارمولك هم رو به رو مي شويم. كيج مي گويد:" مارمولك موجودي است كه اگر دمش را قطع كنيد دوباره پس از مدتي دم جديدي در مي آورد". قاتل با اين كار مي خواهد به ايثان بگويد اين امر كار شاقي نيست و در حقيقت پس از قطع كردن انگشت ما با يك جايزه ديگر رو به رو مي شويم و به قولي با يك تولد جديد رو به رو هستيم.
در مرحله اي كه بايد از ميان كابلهاي پرفشار برق رد شويد ما قبل از آن اوريگامي پروانه را به دست مي آوريم. پروانه نماد عشق پاك است. پروانه چه در اشعار ايراني و چه در داستان ها و فرهنگ كشورهاي خارجي استعاره اي است كه با شمع كامل مي شود. پروانه عاشق نور شمع است و آنقدر گرفتار اين عشق است كه حاضر است خطر نزديك شدن و سوختن را بپذيرد ولي نزديك به عشق خود باشد.
ايثان هم در اين مرحله همانند پروانه حاظر است به خاطر عشق به پسر خود از خطر سوختگي بر اثر برق بگذرد. در طو ل اين مرحله چندين بار نمادي از پروانه را مي بينيم.
در مرحله اي كه يك اوريگامي خرس داريم با مرحله ي رانندگي بر خلاف خيابان رو به رو مي شويم. خرس نماد"مشكلات و چگونگي برخورد شما با آنها " است. قاتل در ابتداي اين مرحله مي پرسد ، آيا حاضر هستي هر كاري براي نجات دادن پسرت انجام دهي ؟ . شما در طول اين مرحله بايد به خوبي با مشكل رانندگي بر خلاف جهت خيابان رو به رو شويد.
در مرحله اي كه بايد كسي را در قبال نجات دادن پسرتان بكشيد قاتل يك اوريگامي كوسه به شما مي دهد. كوسه در سمبل شناسي نماد خرد و بخشش است. قاتل در اينجا مي خواهد بخشش و خرد شما را بسنجد و به قولي يك نوع كليد هم به شما داده است.
در آخرين اوريگامي يك موش دريافت مي كنيد كه در ادامه بايد با خوردن سم خود را فداي پسرتان كنيد. موش نماد حقه و حيله است ، اگر متوجه آن باشيد مي فهميد كه قاتل قصد دارد شما را گول بزند و در آخر هم مي بينيم كه Origami Killer در مورد آن سم به شما دروغ گفته.
در آخر بحث در مورد اوريگامي به داستان معروف "درناي كاغذي " مي رسيم.
در زمان انفجار بمب اتمي در هيروشيما ، دختري 12 ساله به نام "ساداكو ساساكي" به دليل ارتعاشات راديو اكتيو دچار سرطان خون شد. ساداكو شنيده بود در افسانه هاي ژاپني آمده است كه اگر هزار درناي كاغذي درست كنيد خدايان يكي از آرزو هاي شما را بر آورده مي كنند. ساداكو پيش از مرگش هزار درنا با تا كردن كاغذها درست كرد و سرانجام مرد.
امروزه در ژاپن روز مرگ ساداكو بچه هاي مدرسه اي اوريگامي هايي از درنا مي سازند و به نشان صلح و زندگي آن را نثار قبر ساداكو ساساكي مي كنند.
يكي از دلايل اين كه اسكات در دست هر جسد يك اوريگامي مي گذارد ، باز مي گردد به همين افسانه ي قديم و به قولي او با هديه دادن اوريگامي به مقتول قصد معذرت خواهي از او را دارد.
يكي از نكات ديگري كه شايد ذهن ما را به خود مشغول كند باران شديد در بازي است. همانطور كه از نام بازي مشخص است (Heavy Rain) تمام مراحل آن در زير باران اتفاق مي افتد. كيج مي گويد:" باران در اين بازي بيشتر براي خلق يك اتمسفر متفاوت بوده. همه چيز در زير باران زيبا است. تمام اشياء براق است ، شخصيت ها خيس هستند. البته باران چيزي است كه هيچ كس نمي تواند جلوي آن را بگيرد و در بازي شباهت زيادي به يك Countdown دارد كه هر روز ادامه دارد و ممكن است در 4 روز شان را بكشد".
باران در بازي همانند غسل تعميدي است كه براي رستگاري و پاك شدن گناه هاي شخصيت ها مي بارد. ايثان پس از اين باران چند روزه تمام گناه هاي خود را فراموش مي كند و ما مي بينيم كه انگار تازه متولد شده.
جدا از اين موضوع ديويد كيج هميشه از آب و هوا در خلق يك اتمسفر گيرا استفاده كرده. جو سرد و پربرف Fahrenheit (نام اين بازي به خوبي شدت زياد برف و سرما را نشان مي دهد و مي توان مترادف با Heavy Snow هم از آن ياد كرد) نشان از مدرنيزه و غم و تنهايي كركترهاي بازي بود.
در يكي از مراحل بازي ما تصاويري از پروانه مي بينيم. پروانه نماد رهايي و آزادي است و اگر در طول مراحل آن را دنبال كنيد به روشني و رهايي مي رسيد (اوريگامي اصلي و پرنده مانند روي جلد بازي هم بيانگر همين موضوع است).
اميد ... اميد چيزي است كه Heavy Rain خيلي به آن اشاره مي كند. در لابه لاي تصاوير بازي به راحتي مي توان نشانه هايي از اميد را ديد. در آسمان ابري و كبود شهر ، در دور دست رنگين كماني كوچك و زيبا نمايان است. در خرابه ها و تاريكي يك ساختمان منبع برق در دور دست روزنه هاي نور از لاي مخروبه ها مشخص است.
روشنايي هايي در دل تاريكي به خوبي بيانگر نشاني از اميد و ترغيب شخصيت ها به ادامه دادن است.
در اكثر نقاشي هاي آويزان شده در بازي ما با سبكي مدرن و كوبيسم رو به رو هستيم. رنگ هاي مخلوط و اشكال بي معني ، يكي از راههاي انتقال حس چه در نقاشي و چه در روانشناسي است. تركيب گل با چمن و تغيير ناگهاني رنگ به قرمز و ياد زرد پررنگ نوعي حس خطر و اميد را در اين نقاشي ها به ما مي دهد.
اگر دقت كرده باشيد در بيشتر صحنه هايي كه تلوزيون روشن است يك كارتون جالب در حال پخش شدن است. اين كارتون كه در عين بامزه بودن و بچگانه بودنش بسيار خشن و گاه وحشتناك است تعريفي كلي از اتمسفر و جو حاكم بر بازي است. زيبايي اين كارتون توسط صحنه هاي خشن آن كم كم محو مي شود و گاه بسيار زننده به نظر مي رسد.
اگر به كاپشن مديسون دقت كرده باشيد با اشكالي هندسي و ژاپني رو به رو هستيم. اين اشكال در واقع نوعي هماهنگي و تقابل با اوريگامي (با توجه به اصل ژاپني بودن اين هنر) دارد.
تقابل دين و روزمرگي
(بررسي نشانه هاي مذهبي در Heavy Rain)
ديويد كيج به شخصه آدمي مقيد به دين و مذهب است. در تمام كارهاي او از Omikron گرفته تا Fahrenheit هميشه اشاراتي به سهم بزرگ دين در زندگي انسانها داشته.
يكي از دغدغه هاي بزرگ كيج چيرگي روزمرگي و دل مشغولي هاي روزانه انسان بر دين و مذهب است.
حسن الترابي مي گويد:" تمام اديان به افراد حس هويت مي دهند و راه زندگي را به ايشان مي نمايانند" . اين جمله دقيقا مصداقي بر داستان سرايي كيج در بازي دارد.
اگر دقت كرده باشيد تمام شخصيت هاي نسبتا ثروت مند هستند. اما در همين راستا آيا اين ثروت باعث آرامش در زندگي آنها شده ؟ . كيج به خوبي اين موضوع را به تصوير مي كشد. هيچ يك از شخصيت هاي Heavy Rain انسانهاي مذهبي نيستند و دين در زندگي آنها جايي ندارد. كيج قبلا در Fahrenheit با شخصيت لوكاس هم اين موضوع را نشان داده بود.
انسانها آنقدر درگير پيچش هاي زندگي شده اند كه گاه پشتوانه ي قلبي خود را از دست مي دهند.
جدا از اين كه بسياري از مردم دين و مذهب را قبول ندارند ولي اين امري بديهي است كه انسان وجودي متكي به شخص برتر دارد ؛ اگر اين تفكر كه در سخت ترين لحظات زندگي كسي پشت ما نيست در وجود آدمي جان بگيرد به ترتيب شخصيت وي دچار نوعي انزوا و انزال مي شود. كيج دقيقا با همين ديدگاه دست به خلق بعضي صحنه هاي جالب بازي زده است.
چيزي كه خيلي در Heavy Rain بديهي است اشاره كيج به شادي هاي كاذب است. بارها در بازي مي بينيم كه شخصيت ها با قرص ها و وسايل شادي آور رو به رو مي شوند. كيج توانسته اين اعتياد و تكيه انسانها به اين خوشي هاي زود گذر را به خوبي نشان دهد.
در مرحله اي كه ايثان در مطب روانپزشك خود نشسته اشاره هاي جالبي را مي بينيم. اگر به سبك معماري گنبد مانند و شيشه هاي هندسي و چند ضلعي اين مكان نگاه كنيم ، خواهيم ديد چه شباهت هايي با كليسا دارد. رنگ شيشه ها سبز ، قرمز و زرد است كه بيشتر در شيشه هاي كليساها وجود دارد. در اين مرحله ايثان را متصل به يك دستگاه پيشرفته مي بينيم. تقابل بين دين و مدرنيزه به خوبي دراين مكان نشان داده مي شود. نقاشي هاي مسيح روي ديوار قصد دارد غير مستقيم حس آرامشي كه انسان با دين به دست مي آورد را نشان دهد.
اشاراتي مثل اتاقي كه پر از صليب است هم در بازي وجود دارد كه مي بينيم كه بليك كه نمادي از يك پليس فدرال و آمريكاي بلند پرواز است چطور با دين مقابله مي كند. كيج در اين مرحله طي يك انتخاب قصد دارد شما را هم در مقابل دين بسنجد.
متن پنهان:
در يكي از مراحل ما مديسون را مي بينيم كه توسط يك مرد ديوانه به تختي بسته شده و مرد قصد دارد او را بكشد. درست در چند سانتي برخورد دريل مرد با بدن مديسون ناگهان زنگ خانه ي مرد زده مي شود. در اين صحنه يك جوان انجيل فروش را مي بينيم كه مي خواهد به مرد قاتل يك انجيل بفروشد. اين زمان فرصت مناسبي براي فرار كردن و در نتيجه زنده ماندن شما است. اين مرحله به خوبي ديد كيج را راجع به دين نشان مي دهد. مديسون هيچ گاه نمي فهمد كه چه كسي زنگ خانه ي قاتل را زد ولي در حقيقت اين دين و مذهب بود كه او را نجات داد.
يك تست روانشناسي
(بررسي نكات روانشناسانه در Heavy Rain )
گرچه خود كيج مي گويد از هيچ روانشناسي براي ساخت Heavy Rain كمك نگرفته ، ولي اين بازي در واقع يك تست روانشناسانه از ما است.
آزادي عمل هنگام انتخاب ها ، ديالوگ ها دقيقا بازتابي از شخصيت ما است. خود كيج عقيده دارد بايد Heavy Rain را تنها يك بار تمام كرد ، چون تنها بار اول است كه شخصيت شما دقيقا در بازي شكل مي گيرد.
جالب است كه بدانيد دقيقا هر كاري را كه در بازي انجام مي دهيد ، اگر در واقعيت هم چنين اتفاقاتي براي شما پيش مي آمد انها را انجام مي دهيد.
كشتن يك نفر ، بخشيدن و يا ترد كردن كسي ديگر ، پي بردن به موضوع و درك از محيطي كه شما در آن انجام مي دهيد دقيقا همان پاسخ هاي واقعي شما نسبت به آن موقعيت است.
كيج حتي اين موضوع را در قسمت هاي QTE هم جاي داده. دكمه هايي كه پشت سر هم در HR مي زنيد بسيار حساب شده ساخته شده است. نوعي تنش و هيجان موجود در آن دقيقا كاري مي كند كه تقريبا شما در واقعيت انجام مي دهيد. مطمئن باشيد كه اشتباه شما در زدن يا نزدن يك دكمه دقيقا بازتاب كاري كه ممكن است در واقعيت انجام دهيد است. گاهي شايد هول شويد و كاري را كه دوست نداريد انجام دهيد . آيا ما در دنياي واقعي از بعضي از كارهاي خود پشيمان مي شويم ؟ . زدن R1 ، L1 و ظاهر شدن آنها روي پاي شخصيت ها بسيار به واقعي شدن گيم پلي كمك كرده.
وقتي آسمان آفتابي مي شود
(نتيجه گيري)
در پايان بايد گفت Heavy Rain جزو يكي از هنجار برانگيز ترين بازي هاي تاريخ بود. ساخته ي ديويد كيج نه تنها افق هاي جديدي در صنعت بازي گشود ، بلكه باعث شد كاري كند كه شايد در صنعت سينما هم نتوان آن راانجام داد و يا حس كرد.
Heavy Rain پيش از اين كه داستان چهار شخصيت آن باشد پيشتر داستان زندگي شما و همه ي ما است. اين بازي ما را در موقعيتي قرار مي دهد كه شايد هيچگاه در زندگي با آن رو به رو نشويم .
Heavy Rain داستاني در مورد عشق است. عشقي كه ما به ديگران داريم و شايد تا وقتي آنها را از دست ندهيم آن را حس نكنيم . Heavy Rain داستاني در مورد تمام دغدغه هاي ما است. نورمن به دنبال اعتماد به نفس است ؛ اسكات به دنبال محبت پدري ، مديسون در جستجوي آرامش و ايثان براي نجات عشقش گام بر مي دارد.
هر يك از اين اهداف كم و بيش در زندگي ما وجود دارد و در اين بازي ما در شرايطي مختلف با آن رو به رو مي شويم.
سوالهاي پاياني با ديويد كيج
بعضي از سوالهايي كه از كيج پرسيدم مناسب با متن نبوده و تصميم گرفتم به صورت جدا آنها را بگذارم.
ديويد ، به شخصه كدام پايان Heavy Rain رو بيشتر از همه دوست داري ؟
سناريو اول بازي بر مبناي اين بود كه ايثان در آخر بميرد. من مي خواستم نوعي Bad Ending داشته باشيم و طي يك صحنه دراماتيك ايثان توسط پليس كشته شود. البته اين پايان هم اكنون در بازي وجود دارد.
به خاطر دارم وقتي Fahrenheit عرضه شد ، مي گفتي كه اين بازي رو همه ، حتي زن ها مي توانند بازي كنند. آيا Heavy Rain رو با همسرت بازي كردي ؟
اوه بله. Heavy Rain هم مانند Fahrenheit بازي است كه حتي ديدن آن هم لذت بخش است.
خيلي دوست دارم در مورد گذشته شخصيت هاي اين بازي بدونم. DLC هاي بازي گذشته اين شخصيت ها رو در بر دارد ؟
Heavy Rain Chronicles شامل سه بخش است. در يكي از آنها شما مرحله تاكسيدرمي رو با مديسون مي بينيد كه البته اين مرحله هيچ ربطي به گذشته مديسون نداره و كلا يك چيز جداست.
در قسمت ديگه ، ما نورمن جيدن رو قبل از ماجراهاي بازي مي بينيم كه دليل زخم روي صورتش هم در اين DLC مشخص خواهد شد.
در آخرين بخش با گذشته اسكات رو به رو هستيم كه اطلاعات جالبي رو شامل است.
ديويد. از وقتي كه تاييد شد QD بازي جديدي در دست ساخت داره من ميدونستم صد در صد با يكي از بهترين بازي هاي زندگيم طرف هستم، چون Fahrenheit يكي از بهترين بازي هاي من بود . مطمئن هستم بازي بعدي QD هم يك شاهكار به تمام معنا هست. ميتوني اطلاعاتي در مورد بازي بعدي به ما بدهي ؟
خيلي خوشحالم كه بازيهاي QD چنين طرفدارهايي داره. فعلا تمركز اصلي ما روي DLC ها و فروش Heavy Rain است.
خيلي ممنون بابت اطلاعات خوبي كه به ما دادي... روز باراني داشته باشي.
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم اسفند 1388ساعت 10:28 بعد از ظهر توسط farzan yasha |
کالبد شکافی PlayStation 3
کالبد شکافی PlayStation 3
مانند xbox360، کنسول ps3 بر اساس ظرفیت هارد درایو در دو مدل اصلی وارد بازار شد. مدل ارزان آن شامل هارد درایو 20 GB و مدل گران قیمت آن شامل هارد درایو 60 GB میباشد. ضمن اینکه مدل 60GB شامل یک آداپتور 802.11b/g برای اتصال اینترنت بی سیم، یک فلاش مموری و رنگ روغنی کروم است. ما بیشتر بر روی مدل 60 GB متمرکز خواهیم شد. پیمان کاران متفاوتی وجود دارند که بر روی تهیه قطعات PS3 کار میکنند اما در واقع تمامی کنسول بوسیله Asustek سر هم شده است.
جعبه ای در داخل جعبه ای دیگر به طور ساده Disassembling کردن PS3 به فرایندی اطلاق میشود که کار جدا کردن اجزا از ساده ترین قسمت آن شروع شده و به قسمت های پیچیده تر ختم میشود. در ابتدا باید شکاف ((SLOT هارد درایو باز شود تا هارد Seagate (نام یکی از کارخانجات سازنده هارد درایو) 60GB برداشته شود و پس از آن میرسیم به برداشتن کاور براق بیرونی. در اینجا برچسبی هشدار میدهد که در صورت باز کردن پوشش دستگاه بوسیله برداشتن پیچ های آن گارانتی باطل خواهد شد. باز کردن یک پیچ در اینجا باعث میشود که کاور براق دستگاه جدا شود. با باز کردن 7 پیچ بعدی کاور اصلی جعبه سیاه برداشته خواهد شد.
برای برداشتن پوشش PS3 تنها به یک پیچ گوشتی نیاز است.
در اینجا سریعا، دیسک درایو Blu-ray، یک کارت خوان ساده و یک جعبه محافظ براق قابل رویت خواهند بود. منبع تغذیه در زیر جعبه محافظ است. که به طور کامل در داخلPS3 قرار گرفته است.
هر دو مدل آمریکائی و ژاپنی PS3 از منبع تغذیه یکسانی استفاده میکنند.
مبدل در داخل کنسول جا گرفته است. بعد از جدا کردن منبع تغذیه، درایو Blu-ray و کارت حافظه و یک صفحه حرارتی بزرگ آشکار میشوند. مادربورد در زیر این صفحه (به همراه تمام خنک کنندهای فعال پائین کنسول) به صورت معکوس نصب شده است. یک فن160mm منفرد و یک heatsink بزرگ در زیر مادربورد قرار گرفته است. برداشتن این خنک کننده ها باعث آشکار شدن دو تراشه در میان حفاظ فلزی میشود. این دو تراشه به صورت مستقیم به خنک کننده heatsinks و heatpipes متصل هستند. بعد از آن تنها چیزی که باید حفاظ آن برداشته شود مادربرد است که بعداز برداشتن آن Cell، RSX، EE، GS chips نمایان میشوند.
یک فن 160mm منفرد که جریان هوای آزاد را در کل دستگاه فراهم میکند.
پیاده کردن قطعات ps3 نیاز به هیچ گونه ابزار خاصی ندارد. برای این کار فقط احتیاج به یک پیچ گوشتی و انبردستی است.
تراشه ها و بیت ها Ps3 پیچیده ترین دستگاه کنسول تا به امروز است. با نگاهی به داخل آن مشخص میشود که طراحی حرارتی آن حتی پیچیده تر از نوت بوک ها و کامپیوترهای خانگی است. بر روی مادربورد ps3 چندیدن قسمت مهم وجود دارد که نگاه ها را به خود جلب میکند. دو چیز مهمی که این برجستگی را نشان میدهد، پردازشگر CELL، و موتور گرافیکی RSXاست. در طول پنج سال طراحی کنسول، پردازشگر CELL مشترکا توسط سونی، توشیبا و آی بی ام توسعه داده شد. نام پردازشگر از طرحی برای یک تراشه که به روشی مشابه در مکانیزم های پیچیده عمل میکند، گرفته شده است. CELL های چند گانه توانائی انجام کارهای متداول را دارند، اما تمام تلاش ها برای رسیدن به هدفی بزرگتر بوده است.
گذشته از WiFi و Blu-Ray تمام هسته های منطقی ps3 بر روی یک مادربورد واحد قرار دارند.
واحد پردازش مرکزی CELL CELL یک تراشه چند رشته است که توانائی انجام multithreaded و محاسبات اعداد نمایی را داراست. این CELL شامل عنصر پردازشی قدرتمند (PPE) و هشت عنصر پردازشی مشترک (SPE) است که بر مبنای POWER PC های 64 بیتی ساخته شده و در فرکانس 3.2GH عمل میکند. CELL از 234 میلیون ترانزیستور ساخته شده و براساس تکنولوژی تراشه های 90nm سیلیکونی تولید شده است.
[
پردازشگر cell قدرت پردازش را برای کنسول فراهم میکند در قسمت چپ cell پردازشگر RSX انویدیا است و در قسمت بالای cell، تراشه Sony IO Bridge برای ارتباطات محلی قرار گرفته است.
PPE دارای یک 64kb L1 cache (حافظه پنهانی که در پردازشگر است و برای شتاب دادن به سرعت خواندن از روی حافظه مورد استفاده قرارمیگیرد) و یک 512KB L2 cache (حافظه پنهانی که بر روی مادربورد قرار دارد و سرعت بیشتری را برای دسترسی به اطلاعاتی که در حافظه است مهیا میکند) است و از نظر طراحی، با پردازشگرهای POWER PC اشتراکات فراوانی دارد. بیشتر پردازشگرهای مدرن امروزی جزو نمونه های غیر قابل استفاده هستند. به لطف ذخیره انرژی و تعداد بسیار زیاد ترانزیستور در CELL، این پردازنده این توانائی را دارد که از تمام قابلیت های خود استفاده کند. وجود محدودیت های منطقی در معماری CELL باعث کاهش عملکرد آن در برنامه های چندین رشته ای میشود. به هر حال برنامه نویسی هوشمندانه، کامپایلرهای زیبا و سرعت فوق العاده CELL ممکن است قادر باشد تا این اشکال را به حداقل برساند.cell به طور ذاتی فلسفه ساخت پرازشگرهای RISC، را دنبال میکند.
موتور Emotion پلی استیشن 2 و ترکیب کننده گرافیکی در مادربورد ps3 یافت میشود. به انضمام DRAM modules که در قسمت بالای Emotion Engine قرار گرفته است.
هر (SPE (Synergistic Processing Elements مستقل با دقت یگانه، دارای پردازنده برداری با 128 BItرجیستر (رجیستر محل حافظه موقت در پردازشگر مرکزی است) و دارای 4 واحد ممیز شناور با دقت یگانه است. هر SPE قادر به گرفتن یک دستور و انجام چندین عملیات میباشد. درست شبیه اینتل که از تکنولوژی MMS یا SSE استفاده میکرد تا (SMID (single instruction multiple dat را به پردازشگرهای پنتیومش اضافه کند. تکنولوژی پردازشگر SMID ایده آل برای رسانه های کاربردی از قببیل بازی ها، فیلم ها، و سایر فرم ها با محتوای دیجیتالی است.
حافظه Samsung's XDR تامین کننده حافظه اصلی سیستم است.
6 تای اول SPE برای انجام محاسبات پیشرفته و سنگین اختصاص یافته است. هفتمین SPE برای امنیت سیستم عامل در نظر گرفته شده و هشتمین SPE ضمیمه شده تا به بهبود بازده تولید بوسیله پیروی از اصل 13 IE (مهندسي صنايع) کمک کند. این فرایند برای وظایف سنگین محاسباتی و رسانه های کاربردی از قبیل بازی ها، فیلم ها، و سایر فرم ها با محتوای دیجیتالی بهینه شده است.
HDMI و Ethernet و پورت صدای اپتیکال درست در بالای Sony's IO Bridge هستند.
بر خلاف ( PPE ( Power Processing Element و بیشتر پردازشگرهای مدرن امروزی، SPES به هیچ وجه دارای cache(نوعي حافظه ميانجي که سرعت دستيابي به اطلاعات آن بالا است) نیست. به جای CACHE، 256 KB از هر واحد SPE برای ذخیره سازی محلی اختصاص یافته است. در حالی که CACHE مستقل از کنترل برنامه نویس است، هر چیزی که در درون حافظه محلی SPE قرار میگیرد میبایست به وضوح توسط برنامه نویس طراحی شود. مزیت این کار اینست که غیر قابل پیش بینی بودن رفتار CACHE را درمعادلات از بین میبرد.و فضای بیشتری را برای انجام عملکرد بهتر مهیا میسازد. و نکته منفی آن این است که این کار مسلما پیچیدگی را از روی پردازشگر برداشته و برروی دوش برنامه نویس نرم افزار میاندازد.این یکی از دلائلی است که توسعه دهندگان دستگاه در مورد دشواری کار بازی سازها برای کار بر روی PS3 اعلام کردند.اما با برنامه نویسی هوشمندانه، ذخیره اطلاعات در حافظه محلی بازده و عملکرد بهتری را نسبت به استفاده از CACHE های متداول ارائه خواهد داد.
[
واحد پردازش گرافیکی RSX در حال حاضر اطلاعات بسیار کمی درمورد پردازشگر ( RSX ( Reality Synthesizer انویدیا منتشر شده. به هر حال ما میتوانیم از طریق مونتاژ آن، اطلاعات مختصری را از این پردازنده دریافت کنیم. RSX یک موتور گرافیکی 550MHZ، بر مبنای معماری G70 است. همان معماری که در واحد پردازشی گرافیک (GPU) سری 7800 جیفورس مورد استفاده قرار گرفت . چهار حافظه گرافیکی (GDDR3 512Mbit) در بسته RSX مجتمع شده است که تمام 256MB حافظه مورد نیاز GPU را مهیا میکند. تراشه های داخل کنسول ما مدل SAMSUNG، با سنجش زمان (clocked 700MHZ) هستند که در واقع هم راستا با چیزی است که خبرها و گزارشات در سال گذشته ادعای آن را داشتند. شبیه نسخه اصلی XBOX، پلی استیشن 3 نیز کنترل کننده حافظه را در موتور گرافیکی متحد کرده. بر طبق اسنادی که امسال فاش شد، توسعه دهندگان لزوما از RSX برای دسترسی به حافظه اصلی (XDR (eXternal Data Representation یا حافظه GDDR3 که در داخل تراشه RSX مستقر است، استفاده کرده اند. 256MB از حافظه Samsung XDR تامین کننده حافظه اصلی سیستم است همچنین در کنسول یک Samsung NAND با 128MB ظرفیت وجود دارد که بیانگر آن است که PS3 به طریقی از حافظه فلش (Flash Memory) استفاده میکند. مانند XBOX360، اتصالات سریالی مابین CPU و GPU به آسانی قابل مشاهده است. اگر چه این پیچیدگی در PS3 مشهود تر است. با در نظر گرفتن اینکه XBOX360 در اصل 2 controllers اصلی داشت، PS3 همچنین علاوه بر آن دو تراشه دیگر را نیز اضافه کرده است: موتور PlayStation 2 Emotion و (IO bridge (CXD2973GB. تمام ترکیب کننده (Synthesizer) گرافیکی play station 2 در این تراشه وجود دارد. این ویژگی بعد از معرفی V9 PlayStation2 ارائه شد. تمام چیزی که کنسول PS2 در سال 1999 بود، اکنون تبدیل به یک تراشه منفرد کم اثر در PS3 شده است. غیر از SONY و NVIDIA ، شرکتی با بیشترین تراشه در PS3 بدون شکMARVELL است. MARVELL مدت زمان زیادی را صرف همکاری با SONY کرده است. در واقع تمام شبکه سازی (networking) و حافظه (storage) و PSP توسط MARVELL تهیه شده است. رد پای پورت Ethernet (تکنولوژی استاندارد شبکه های محلی) مربوط به تراشه شرکت MARVELL در PS3 به آسانی قابل مشاهده است.
THERMALS (خنک کننده ها) PS3 بوسیله یک انبار حرارتی (heat sink) منفرد که فضای زیادی از مادربورد را اشغال میکند خنک میشود. در زیرheat sink ، چهار heat spreaders اضافه نیز آشکار میشود. دو تا از این heat spreaders ها به پردازشگر CELL وRSX اختصاص داده شده است. heat pipes (فرمی از تبادل گرمائی که برای انتقال گرما به فواصل نسبتا دور با به وجود آوردن یک اختلاف کوچک دمایی مورد استفاده قرار میگیرد) حرارت را از CELL وRSX در امتداد heat sink سیستم پراکنده میکنند. این heat sink بوسیله یک فن 160MM منفرد که یک لوله تخلیه هوای گرم را در امتداد عقب و اطراف کنسول دارد، خنک میشود. پردازشگر CELL که به طور آشکارا بزرگترین منبع تولید حرارت و گرما در سیستم است، مستقیما در زیر فن 160MM واقع شده است.
heat sink سنگین موجود در ps3 که پردازشگرهای cell و rsx بوسیله heatpipes به این heat sink متصل هستند که خود heat sink نیز بوسیله یک فن 160mmخنک میشود.
منبع تغذیه تمام منبع تغذیه ps3 در درون دستگاه قرار گرفته است. XBOX360 به یک مبدل بیرونی احتیاج دارد تا بتواند با توجه به استاندارد های محلی برای وسایل الکترونیکی در آن مناطق، مورد استفاده قرار گیرد. آمریکا و ژاپن از برقی با ولتاژ 110-120V با فرکانس 60HZ استفاده میکنند. از طرف دیگر اروپا از برقی با ولتاژ 220V با فرکانس 50HZ استفاده میکند. اما PS3 از یک منبع تغذیه فراگیر استفاده می کند!
تنها خنک کننده فعال برای ps3: یک فن منفرد 160mm
STORAGE (ذخیره سازی) PS2 در سال 2000 وارد بازار شد. زمانی کهDVD مسیرش را برای ورود به بازارهای جهانی پیدا کرده بود. با قیمت کنسول در آن زمان ،آسان ترین راه برای دسترسی به یک دستگاه DVD PLAYBACK از طریق PS2 بود. بسیاری، دستگاه ها را برای پخش فیلم در عوض بازی خریداری کردند و این وضعیت دوباره با عرضه PS3 تکرار شده است. به طوری که این دستگاه به یکی از با صرفه ترین دستگاه های پخش دیسک Blu-ray از لحاظ مالی تبدیل خواهد شد. دیسک Blu-ray، نسل بعدی دیسک های نوری است که توانایی بالقوه ای را برای جانشین شدن با دیسک های dvd کنونی دارد. دیسک Blu-ray توانائی ذخیره اطلاعات تا 25 گیگابایت را بر روی دیسک یک لایه و تا 50 گیگابایت را بر روی دیسکی دولایه در اندازه یک cd / dvd 12 سانتی متری خواهد داشت که این مقدار 5 برابر ظرفیت دیسکهای dvd کنونی است. این ظرفیت فوق العاده برای ذخیره اطلاعات در بازی های نسل جدید که احتیاج به فضای زیادی دارند و پخش ویدئو با کیفیت 1920x1080p HD تهیه شده است. در حال حاظر Blu-ray رقابت شدیدی را با HD-DVD برای در دست گرفتن بازار دیسک های نوری نسل بعد دارد که هیچ کدام از این دو فرمت تا کنون برتری آشکاری را نسبت به دیگری نداشتند.
درایو Blu-ray بوسیله یک کابل نواری ویژه به مادربورد متصل شده است.
BD-ROM (دستگاه گرداننده دیسک blue-ray) که در ps3 وجود دارد، حداکثر سرعت خواندن 2x را برای دیسک های blue-ray و 8x را برایdvd و 24x را برای cd دارا میباشد. این درایو همچنین از فرمت Super Audio CD نیز پشتیبانی میکند.
دیسک سخت Seagate که پیش از این، عهده دار تهیه هارد درایوهای 20GB برای XBOX360 بود، این بار نیز امتیاز ساخت هارد درایو 20 و 60GB را برایPS3 بدست آورده است. این هارد درایو سیار از رابط SATA 1.5Gbps استفاده میکند که دارای سرعت چرخش 5400 RPM و SEEK TIME (زمان لازم برای حرکت هد دیسک سخت) متوسط 12.5msاست. چیزی که باعث وجه تمایز PS3 از عملکرد کنسول مایکروسافت میشود، این است که هارد درایو در PS3 به آسانی از طریق بدنه مخصوص کنسول قابل دسترسی است. برداشتن یک کاور و باز کردن چند پیچ، تنها چیزی است که برای جدا کردن هارد درایو از کنسول مورد نیاز است. چیزی که حتی از این نیز جالب تر است، این است که SONY در راهنمای خدمات پس از فروش خود صریحا اظهار کرده است که سیستم، هرگونه هارد درایو"2.5 SATA را خواهد پذیرفت که باعث میشود هرگونه نگرانی کاربران در مورد محدودیت های ذخیره سازی مانند آنچه که کابران در XBOX360 تجربه میکنند، از بین برود. مردمی که کنسول 20GB را خریداری کرده اند به آسانی میتوانند درایو هارد خود را آپگرید کنند به طوری که باعث پیشی گرفتن این کنسول از کنسول 60GB از نظر حجم فضای ذخیره سازی میشود. همچنین امکان ارتقا به درایورهائی با سرعت بیشتر 7200 RPM نیز وجود خواهد داشت. فرایند تغییر هارد درایو به انواع دیگر هاردهای SATA بسیار آسان خواهد بود. تنها نیاز است که در نصب درایو جدید از همان شیوه برداشتن درایور قبلی به صورت معکوس استفاده کنیم و سیستم بعد از بالا آمدن، به کاربر هشدار خواهد داد که درایو جدید تشخیص داده شده و آماده فرمت شدن است. بعد از فرمت کردن، سیستم به طور کامل تغییرات فضای ذخیره سازی را تشخیص میدهد و بدون هیچ مشکلی به کار خود ادامه میدهد.
نتیجه گیری روی هم رفته ps3 کنسولی است که پیاده کردن قطعات آن (Disassembling) آسانتر از هر کنسولی است که تا کنون وجود داشته است. در حال حاضر اولین هک روی سیستم توسط اتصال یک هارد درایو 320GB به انجام رسیده است. ps2 یکی از سخت ترین کنسول ها به لحاظ هک و پیاده کردن قطعات آن بود. به هر حال وقایع نوید فالی نیک را برای هکرهای شجاع میدهد.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1388ساعت 9:50 بعد از ظهر توسط farzan yasha |
Batman: Arkham Asylum 2 اکتبر امسال عرضه نخواهد شد!
Batman: Arkham Asylum 2 اکتبر امسال عرضه نخواهد شد!
عصر امروز، سایت آلمان .Warner Bros اعلام کرده بود که قسمت دوم بازی زیبای Batman: Arkham Asylum اکتبر امسال عرضه می شود. اما ساعاتی بعد، مسئولین این شرکت به سایت VG247 اعلام کردند که Batman: Arkham Asylum 2 اکتبر امسال منتشر نخواهد شد. آنها اعلام کردند: این خبر بر اساس اطلاعات نادرست بر روی سایت آلمانی قرار گرفته است. ایشان همچنین اعلام کردند که "ما هنوز تاریخ عرضه ای برای شماره ی دوم Batman Arkham Asylum اعلام نکرده ایم و هروقت که قرار باشد خبری منتشر کنیم، به شما اعلام خواهیم کرد (خطاب به VG247)".
شماره ی دوم Batman: Arkham Asylum در مراسم VGAs امسال معرفی شد و طبق دموی کوتاهی که از این بازی منتشر شد، اینطور بنظر میرسد که جوکر و همراهانش شهر گاتهام را در کنترل خود قرار دادند.
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 10:32 بعد از ظهر توسط farzan yasha |
GTA IV: EFLC برای PS3 و PC !
سایت Rockstar Games ساعتی پیش به طور رسمی اعلام کرد که قسمت Episodes from Liberty City که شامل دو بازی The Lost and Damned و The Ballad of G*y Tony هستش بر روی PlayPlayStation®3 computer entertainment system و Games for Windows® - LIVE عرضه خواهد شد.
Rockstar در این باره میگوید: ما خیلی خوشحالیم که عرضه این بازی بزرگ رو برای PS3 و PC اعلام می کنیم. برای اولین بار کاربران PlayStation 3 و Games for Windows - LIVE فرصت تجربه کردن آخرین دو قسمت GTA IV را خواهند داشت. هر قسمت شامل همان جزییات Liberty City است که همه ما میدانیم و عاشقش هستیم. کاربران Games for Windows - LIVE میتوانند از بازی مولتی پلیر 32 نفره و Video Editor لذت ببرند و همه طرفداران این شانس رو خواهند داشت که بار دیگر به موسیقی رادیو Liberty City گوش دهند.
تاریخ دقیق عرضه بازی 30مارچ 2010 اعلام شده.
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 10:29 بعد از ظهر توسط farzan yasha |
iPad رونمایی شد.
۱۰۰
رئیس کمپ رئیس کمپانی Apple آقای Steve Jobs دستگاه جدید این شرکت را با نام iPad در طی یک کنفرانس مطبوعاتی در سان فرانسیسکو رونمایی کرد. اطلاعات بدست آمده از این دستگاه به شرح زیر است :
iPad توانایی گردش در وب، خواندن ایمیل، خواندن کتاب ها و بازی کردن را دارا است. و با فروشگاه اپل یعنی iTunes نیز سازگار می باشد. کاربران این دستگاه می توانند app ها را همانند iPhone دانلود کنند و با افراد دیگر با هر دو iPhone و iPad بین این دو تبادل کنند.
iPad نصف اینچ ضخامت دارد ، 1.5 پوند وزن و دارای 9.7 اینچ صفحه ی نمایش چند لمسی است.
آقای Jobs در این کنفرانس توضیح داد که این دستگاه" کیفیت بسیار بالایی" دارد و در مدل های 16GB ، 32GB ، 64GB عرضه خواهد شد. Jobs به حضار گردآمده از خبرنگاران و تحلیلگران گفت، iPad به کاربران امکان نگه داشتن سراسر وب در دستانشان را میدهد. "چیزی که این دستگاه را شگفت انگیز میکند. این است که تجربه ی بهترین مرورگری است که تا الان داشته اید." این دستگاه همچنین امکان دانلود app ها همانند همان روش iPhone را به کاربران میدهد. بعلاوه افراد می توانند با هر دو اینها، app ها خود را بین دو دستگاه تبادل کنند.
iPad در دو مدل WiFi و 3G است که قیمت های آن به شرح زیر می باشد :
مدل های WiFi :
$499 - 16GB $599 - 32GB $699 - 64GB
مدل های 3G :
$629 - 16GB $729 - 32GB $829 - 64GB
اگر مدل 3G را انتخاب کنید می توانید برای استفاده 250MB اطلاعات در ماه 15 دلار بپردازید و برای اطلاعات نامحدود باید 30 دلار برای یک ماه بپردازید.
انتظار میرود iPad ورژن Wi-Fi شصت روز دیگر و 3G نود روز دیگر عرضه شود.
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 10:10 بعد از ظهر توسط farzan yasha |
GOW III پایانی برای کراتوس نخواهد بود !
GOW III پایانی برای کراتوس نخواهد بود !
اینطور که بنظر میرسد نسخه سوم از سری بازی زیبا و پر طرفدار God of War میتواند پایانی برای این تریلوژی یا سه گانه باشد، با این حال ما میتوانیم این خواسته را داشته باشیم که باز هم شاهد نسخه های جدیدی از این عنوان باشیم.
طی صحبتی که جناب John Hight مدیر تولیدی استدیو سانتا مونیکا سونی با Gamervision داشت چنین گفت که: "این نسخه پایانی برای این سه گانه خواهد بود اما تیم ما قصد دارد باز هم ساخت بازی های خدای جنگ را با اشتیاق دنبال کند"! وی اضاف کرد: "ما در مورد ایده هایی که در سر داریم بسیار مراقب هستیم و همچنین نمیخواهیم با عملی اشتباه عنوان اختصاصی (فرانچایز) خود را خراب یا آلوده کنیم".
دیروز عکس های جدیدی از بازی منتشر شد که جزئیات بیشتری را از پایان نسخه دوم بازی نمایان میکرد, حضور کریتوس بر روی تایتان گایا و بالا رفتن از کوه المپ!
GOW III در تاریخ 25 مارس سال جاری در ژاپن ریلیز خواهد شد، تاریخ های رسمی برای ریلیز این عنوان در اروپا و آمریکا بزودی اعلام خواهند شد.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم دی 1388ساعت 10:11 بعد از ظهر توسط farzan yasha |
سونی تایید کرد: Heavy Rain در هیچ کجا سانسور نمیشود
SCEA تایید کرد Heavy Rain نه در اروپا و نه در ایالات متحده و نه در هیچ کجای دیگر سانسور نخواهد شد! خبر این تایید در US PS Blog درج شده است.
در اکتبر سال 2009 Quantic Dream گفت بالاجبار این بازی باید در برخی مناطق سانسور فرهنگی شود.(لینک خبر) به نقل از خبر در US PS Blog : "در هنگام نشر بازی, محتویات همان چیزی است که Quantic Dream برای شما در نظر گرفته تا بتوانید از Heavy Rain نهایت لذت را ببرید."
تاریخ عرضه HR هفته پیش برای فوریه تایید شد.(لینک خبر) این بازی روز 23 فوریه در ایالات متحده, 24 فوریه در مناطق دیگر اروپا و 26 فوریه در انگلستان عرضه خواهد شد.
همچنین سونی هفته پیش گفت :"برنامه هایی برای دموی بازی پیش از انتشار در نظر گرفته ایم.(لینک خبر)
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم دی 1388ساعت 10:12 بعد از ظهر توسط farzan yasha |
درباره وبلاگ
برای تبادل لینک این سایت رو با نامnews ذخیره کنید و به مطالب قبلی هم سر بزنید و در نظر سنجی هم شرکت کنید نویسنده هم قبول می کنیم
JavaScript Codes
Neon Lights Text
By JavaScript Kit (WWW.SKIN.SUB.IR)
Visit WWW.SKIN.SUB.IR
*/
var message="متن مورد نظر شما"
var neonbasecolor="Black"
var neontextcolor="Blue"
var flashspeed=100 //in milliseconds
///No need to edit below this line/////
var n=0
if (document.all||document.getElementById){
document.write('')
for (m=0;m'+message.charAt(m)+'')
document.write('')
}
else
document.write(message)
function crossref(number){
var crossobj=document.all? eval("document.all.neonlight"+number) : document.getElementById("neonlight"+number)
return crossobj
}
function neon(){
//Change all letters to base color
if (n==0){
for (m=0;m<-BlogTitle->